شُکر خدا رو فراموش نکنیم
شکر خدا در هر حالت لازمه --- خدایا شکرت
دوشنبه پنجم آبان 1393
همینجوری!!!!! ...  
 

 بنام خدای مهربان

 

شاید میان این همه نامردی،

 باید شیطان را بستایم!

که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید؛

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد...

*******

پ . ن :

 

نمیدونم جمله بالا از کیه ولی خیلی قشنگ بود وپرمعنا

گفتم بزارمش وبلاگ

چون واقعا در نظرم عجب دوره زمنه ای شده زمونه ی ما

خیلی سخته شناختن آدم ها

فک میکنی میشناسیش

ولی طوری بهت نارو میزنه که

 توی ناباوری دست وپامیزنی

دیگه به چشمام باور ندارم

 وقتی  چیزایی رو میبینم و یا میشنومم

ولی  با  اینحال اونقد روزامو با افکار مثبت عجین کردم

که فراموش میکنم تموم این حرفارو

واز طرفی  کلاه باورامو سفت  میچسبم تا باد نبره

که مهم خودم

وباورهای عالی هست که در ذهنم می پرورانم

و با  مهمترین رفیق واقعی اینروزام 

 که  خداست و بس

نرد عشق میبازم

قربونش برم که هیچ وقت تنهام  نزاشته 

وهمیشه کنارمه

دوست دارم  خداجونم

شکرت زیاد

ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین ع رو تسلیت میگم

التماس دعا

جمعه بیست و پنجم مهر 1393
ماه آبان و دوراهی سرنوشت؟؟؟!!!! ...  
 

بنام مهربانترین مهربانان

 

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره منم همون شادی همیشگی

بایه تفاوت بزرگ و عمیق

که اونو هم مدیون تو هستم خدای خوبم

خدای مهربانم

شکرت بخاطر تموم لحظات خوب وبد زندگیم

در نیلوفری یادم

عطری به مشام میرسد که مرا سرمست میکند از بودن و نوشتن

بیقرارم

حس باران دارم

حس باریدن

حس نو شدن و تازگی

به تن خاطراتم نگاهی فانتزی میچسبانم

 نگاهی پر انرژی و نیروزا

چقدر خوشبختم که تورا در ذهن دارم...

 

ماه آبان از راه رسید

ماه دوم فصل دوسداشتنی من

این ماه برای من خیلی معنا میتونه داشته باشه

از جمله

 خواندن ادامه درسای کنکور وشرکت در ارشد امسال

یا شایدم قبول شدن در تکمیل ظرفیت

و رفتن به دانشگاه شهر مورد علاقه م

مثل هیشه نهایت تلاشمو میکنم

و همه چیز رو به خدا سپردم با اطمینان کامل

چون میدونم بهترین جواب رو بهم میده

خدایا شکرت بخاطر همه چی

سه شنبه بیست و دوم مهر 1393
چگونه به آرامش برسیم؟ ...  

 

 بنام خدای هستی بخش

 

 

چگونه به آرامش برسیم؟

در خانه‌تان منتظر آژانس نشسته‌اید اما بدون اینکه دلیلش را بدانید وجودتان پر از استرس و نگرانی است بدتر از همه قرار مهمی‌ هم دارید که این حالت ممکن است آن را تحت تاثیر قرار دهد و بدتر از همه اینها نداشتن وقت است؛ اشتباه است اگر فکر کنید نمی‌توانید در این زمان محدود برای به دست آوردن آرامش تان انجام دهید، کافی است به یکی از این پیشنهادها عمل کنید تا ظرف 5 دقیقه (تنها 5 دقیقه) به آرامش برسید.

1. نفس عمیق بکشید.

برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی ‌تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپر مارکت.

2. به یک سفر خیالی بروید

خیلی وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید. طبق روش، برای انجام دادن این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمانتان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی‌آفتاب.

3. کمی ‌آهنگ گوش کنید

آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای این جور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان‌هانسر، مسئول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید:” فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد.”

4. برعکس حرف بزنید

وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید، تمرکز روی این کار موجب می‌شود که ذهنتان عامل استرس و فکر ناراحت‌کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف‌زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.

5. بالانس بزنید

 در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.

6. از ته دل بخندید

 از نظر روانشناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید. به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین طور الکی بخندید.

7. آفتاب بگیرید

وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی‌آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام دهید یا ماشین‌تان را کمی ‌دورتر پارک کنید و کمی‌ زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی‌ کنار پنجره بایستید.

8. طناب بزنید

طناب زدن فقط برای بدن سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که 20 دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب بوجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.

9. با دوستان تان تماس بگیرید

حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرفتان را می‌فهمد از هر آرام بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.

10. ماساژ درمانی را فراموش نکنید

اگرچه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند. طبق مطالعات انجام شده، مشخص شده است در آغوش گرفتن کودک و یا ماساژ دادن بدن یک نوزاد با روغن بچه می‌تواند علاوه بر آرامش کودک مجب آرامش مادر هم شود. با این کار سطح هورمون استرس کورتیزول در خون مادر پایین می‌آید.

 

یکشنبه بیستم مهر 1393
هدیه ای از یک دوست که دیگر نیست ...  

 

بنام خدای مهربانم

داشتم کمد لباسامو تمیز میکردم

اون ته ته کمد چیزی رو دیدم که برام نوستالژی بود

یه هدیه از یه دوست

که سالها پیش باهاش قطعه رابطه کرده بودم

وخب الانم هیچ رابطه ای ندارم باهاش

ولی اون هدیه رو دیدم یادش افتادم

هدیه ش یه خودنویس بود

حتی یه بار هم باهاش چیزی ننوشتم

فقط بین وسایلام مثلا گم و گورش کرده بودم

ولی دیدمش تا یادم بیاد سالها قبل رو

نمیخوام برگردم به سالها قبل

چون تمام انرژیم برای سالهای آتیه س

چه فایده داره فکر کردن به گذشته ای که

دیگه نیست و خاطراتش حتی ممکنه اذیتت کنه

بیخیال

خدایا شکرت

شکرت بخاطر حال امروزم

بخاطر روزهای رفته

و روزهای پیش رویم

نهایت تلاشم را میکنم

با امید زندگی میکنم

واز زندگی آموخته ام که

لبخند بزنم به روی آفریدگانت

واشکم را جز تو نبیند کسی

دوست دارم خدا جونم

ازت تندرستی تموم دوستانم و خانواده ام رو

در این عید غدیر خواهانم

الهی همه به آرزو های کال شون برسن

منم کاملا امیدوارم خداجونم

شکرت

شنبه دوازدهم مهر 1393
مناجات ( نباید حتی ثانیه ای بی یادت زندگی کنم ) ...  

بنام خدای مهربانم

در کمین افکار مثبتم

گاهی افکار منفی مینشیند

اما زهی خیال باطلش

او خیال میکند تمام افکارم را در هم میکوبد

و من به او نشان میدهم که نمیتواند

حالم نیکوست

دلم نیکوست

و ناممم را نیکو میدانم

آه خدای خوبم

خدای مهربانم

در همین احوال زیباست که دست تو را می بینم

و می بوسم

و دلخوشم به روزهای اینده و در پیشم

آه خدای مهربانتر از جانم

هر چه گویم در دلم ،

گویی کم است

حال فریادم تویی ،

ای مهربانا ، در دلم

..........................

فردا روز عید قربان هستش و امروز روز عرفه بود

روزی که ...

خدای خوبم شکرت بخاطر امروز

وشکرت بخاطر همه چی

ممنونم

ممنونم

وبازم ممنونم

دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
فصل اهورایی و عشق ( پاییز ) ...  

بنام او که نفس کشیدنم آموخت

 

 

 

 الان اومدم اینجا تا بنویسم

برای قشنگترین فصل از نگاه دلم

فصل پاییز

فصلی که با تموم بوی خزانش دلم را به تپش وامیدارد

تا عاشق باشم

عاشق ثانیه ثانیه های پاییز هستم

چقد دلم برای نم نم بارونش تنگ شده

برای نفس کشیدن عمیق و بلعیدن بوی برخاسته از نم باغچه حیاط

 

اینم یکی از شعرام که خیلی دوسش دارم

تقدیم به تو ای فصل اهورایی و عشق

پاییز زیبایم

دلتنگم

دلتنگ و به ظاهر آرام

ساعت به نگاه خيره من عادت كرده

و نفس به آه كشيدن سردم

ميدانم

باطري ساعت هم تمام ميشود

آه سرد هم گرم ميشود

اما اين سكوت

واين انتظار

پاسخي جز فراموشي نميطلبد.

 

 

وبازهم عاشق میشوم

عاشق رنگ برگهای پاییزی که از هجوم باد به هرسو میدوند

برگهایی که هزاران حرف نگفته با خود می برند و دم نمیزنند

برگهایی که زیر پای آدمها خرد میشوند

اما با شکستنشان ملودی می سازند

آه ه ....

عشق

عشق واژه ای غریب در عصر آهنی ما

 

و کمی نیز دلتنگ میشوم

برای کودکی هایم

برای بوی کاهی دفتر مشق شبم

یادش بخیر

مشق شب نوشتن هایم گرچه تمام شده

اما

لذت خاطراتش هنوزم درونم را تازه میکند

خدایاشکرت

بخاطر تمام حس های قشنگی که به من دادی همیشه

فردا اول مهر ، اولین روز پاییزه

ومن با نهایت احساس پاییز امسالم رو شروع میکنم...

خیلی کارا باید انجام بدم

تمام تمرکزم رو گذاشتم برای چیزایی که باید تا آخر امسال بدست بیارم

شکرت که دوباره احیا کردی مرا

الهی به امید تو

کماکان از من تلاش

و از تو

همان نتیجه ای که من میخواهم .... مثل همیشه

عاشقتم عزیزم .....بوووووووووسس

چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393
و عاشقانه هایم برای تو ...  

 

بنام خدای مهربانم

 

این روزها پشت پنجره که می‌نشینم

به استقبال نم نم باران می‌روم.

استشمام بوی خاک

آه

که چقد لذت دارد غرق شدن در این فضا
وتصور دستان مهربان و آغوش گرم تو

خدای خوبم

تو هم می‌دانی

که پائیز، 

هنوزم برای من شورانگیز است..

میدانم که میدانی

علاقه ی من به پاییز چه حد است

حس گم شدن در احساس برگی که خیس باران است

پاییز با تمام سردی و خزانش

دلم را به تپش وا میدارد

 

 

میدانم که عاشقانه هایم را دوس داری

میدانم که اشک هایم

و ناله هایم را دوس داری

گاهی به قلمم احساس میچکانم

تا با جوهریش بنویسم برای تو

آری

من نیز عاشق تو هستم

عاشق بخشیدن هایت که هرگز تمام نمیشود

عاشق ندیده گرفتن هایت

عاشق کنار من بودن هایت

عاشق لحظه های با تو بودن و در تو غرق شدن

آری خدای خوبم

تو عاشق من هستی

و من نیز میخواهم هر لحظه عاشق تو باشم

 عشقت را به من بده مهربانا

 

 

سه شنبه هجدهم شهریور 1393
برای حدیثم ...  

بنام خدای مهربان

 

چیزی که فکر اینروزای منو مشغول کرده

حال وهوای حدیث

دختر تازه جوانیست که به بیماری سرطان خون مبتلاست

و از آن رنج ميبرد

وقتی وصف حالش رو شنیدم

و بخصوص عکسش رو دیدم تنم لرزید

و اشکم دراومد

از ته دلم

برای شفای هرچی بیمار تودنیاست

دعا کردم

ولی حدیث از نظرم دور نشد

 

براش نامه به فرشته نوشتم

همون نامه به فرشته ای که

برای هر مشکلی نوشتم حل شد به لطف خدا

و افكار مثبت منو ضميرناخودآگاه خود شخص

الهی به زودی زود خبر شفا وسلامتیشو بنویسم براتون

خودش ناامیده و به مرگ فکر میکنه

بميرم الهي

چون به قول خودش خاله شم همینطوری فوت شده

وقتی میگفت شبارو تا صب به زور بیدار میمونه

از ترس اینکه نکنه صبح فردا از خواب پا نشه

حال عجیبی بهم دست میده

تو خیالم بهش میگم حدیث جان

میبینی عزيزم

خودتم دوس نداری به این زودی بار سفر ببندی

خودتم میدونی که هنوز خیلی زوده برا رفتن

گرچه مرگ حقه

ولی هرکسی یه موقعی بار سفر میبنده

وباید تا زنده ایم

امیدوار و خوشبین از زندگیمون لذت ببریم

حدیث خوبم

حدیث مثل عروسک قشنگم

دلت میاد اینجوری میگی؟؟؟؟؟؟

با خودم عهد بستم دیدتو نسبت به زندگی عوض کنم

خوشکل خانوم

تو باید حرفه مامان بابارو به دست بگیری

و بشي يه خانم دکتر

وبه مريضا كمك كني

حالا حالاها

باید نفس تازه کنی ولذت ببری از نفس کشیدنت

میدونستی حدیث خوبم

تمام دلخوشی مامان بابات به لبخند زیبای توست

آه ه ه

میدونم درد گاهی امونت رو میبره

ولی عزیزم

خدابزرگه

ودرد رو كه ميده

مطمعنا صبر و درمانش رو هم ميده

صبور باش

ایشالا به زودی زود خبر بهبودیتو میشنوم

بخصوص که تو یه باردیگه هم مقاوتت رو نشون داده بودی

پس الانم میتونی خانوم دکتر آینده

حدیثم

میخوام بهم قول بدی تا اخرش هستی

و با لبخند مبارزه میکنی

باامید روزاتو شروع میکنی

من که یقین دارم تو به این جهش خونی ساده پیروز میشی

آره فقط به چشم يه جهش خوني ببينش خوشگلم

شك نكن كه خوب ميشي به زودي عسلم

مواظب خودت باش

و همیشه بخند

که دنیا به روت بازتابی از خنده باشه ناز گلم

مي بوسمت

جمعه چهاردهم شهریور 1393
مثل مورچه پشتکار داشته باشیم ...  
 
 
 بنام خدای مهربانم
 
 
رحمت قاسمی
 
 
زندگی به ما می آموزد كه
 
هیچ وقت نا امید نشیم
 
ومثل مورچه ای باشیم كه دانه اش هزار بار می افته وناامید نمیشه،میره و بر میداره .
 
ما آدما
زندگی رو باید از طبیعت بیاموزیم ،
محبت رو از آهو بیاموزیم
و امید رو از مورچه و ..... 

از دیروز بیاموز،
برای امروز زندگی كن
و به فردا امید داشته باش.

منبع : طعم زندگی
 
دوستون دارم
شادی
سه شنبه یازدهم شهریور 1393
جرأت كن ...  

بنام خداي هميشه مهربانم

وقتی روزی جدید شروع می‌شود، جرأت کن و قدرشناسانه تبسمی کن…

وقتی به تاریکی رسیدی، جرأت کن و اولین کسی باش که شمعی روشن می‌کند…

وقتی بی‌عدالتی وجود دارد، جرأت کن و اولین کسی باش که آن را محکوم می‌کند…

وقتی به دشواری برخورده‌ای، جرأت کن و به کارت ادامه بده…

وقتی به نظر می‌رسد زندگی به زمینت می‌زند، جرأت کن و با زندگی بستیز…

وقتی احساس خستگی می‌کنی، جرأت کن و به راهت ادامه بده…

وقتی زمانه سخت می‌شود، جرأت کن و از آن سخت‌تر شو…

وقتی عشق آزارت می‌دهد، جرأت کن و دوباره عاشق شو…

وقتی کسی را در رنج دیدی، جرأت کن و او را التیام بده…

وقتی کسی را دیدی که گم شده است، جرأت کن و راه را به او نشان بده…

وقتی دوستی به زمین افتاد، جرأت کن و اولین کسی باش که دستش را بسویش دراز می‌کند…

وقتی احساس شادمانی می‌کنی، جرأت کن و دل کسی را شاد کن…

وقتی روز به انتها می‌رسد، جرأت کن و به این احساس برس که بیشترین تلاشت را کرده‌ای…

جرأت کن و به بهترین کسی که می‌توانی تبدیل شو… همیشه جرأت کن!

منبع سايت هشت بهشت : نوشته استیو مارابولی