شُکر خدا رو فراموش نکنیم
شکر خدا در هر حالت لازمه --- خدایا شکرت
شنبه بیست و نهم آذر 1393
ما بذر محبت هستيم ...  
 
رحمت قاسمی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ما بذر محبت هستیم
اما اگر بذر بمیریم، ناکام خواهیم مرد.
باید تبدیل به گُل شویم و رایحه‌‌ی دل‌نوازمان را برپاکنیم. فقط در این‌صورت کامروا می‌شویم. یک درخت آن‌گاه به کامروایی می‌رسد که شکوفا شود. آن‌گاه که بهار از راه می‌رسد و درخت، وجود خود را به رنگ‌های زیبا و رایحه‌های د‌ل‌نوازِ نشاط و طراوت می‌شکفد و آن‌گاه که درخت در باده‌ی خورشید، به‌ زیبایی می‌رسد، کامروا می‌شود.
هستی، چیزهای زیادی به تو بخشیده است. فقط باید با دقت به آن‌ها بنگری. هستی، «لحظه» را به تو بخشیده؛ هستی، «امید به آینده» را به تو بخشیده، تو به گذشته‌ چون رودخانه باش. رودخانه از سرزمین‌های زیادی می‌گذرد. از دره‌ها، کوه‌ها و جنگل‌های بسیار زیبا می‌گذرد اما هم‌چنان به راه خود ادامه می‌دهد. رودخانه از میان منظره‌های بسیار می‌گذرد بدون آن‌که دلبسته شود. می‌رود و می‌رود تا به دریا برسد. هم‌چون رودخانه باش روان و رها وگرنه تبدیل به مرداب خواهی شد و مرداب، هرگز به دریا نمی‌رسد. فقط رودخانه است که می‌تواند به دریا برسد.

باید در ژرفای وجودت آگاه باشی که زندگی، موهبتی است بسیار ارزشمند.

هر لحظه‌ی آن، چنان گران‌بهاست که نباید هدرش دهی. زندگی، موهبتی است بزرگ برای رشد‌ یافتن.
لازمه‌ی اصلی زندگی، شکرگزاربودن است.اگر ارزش فراوان زندگی را درک کرده باشی، می‌توانی شکرگزار باشی. خدا بی‌حدومرز، بی‌نهایت و پهناور است. خدا، دریاست و ما قطره‌ی شبنم. باید که هنر نیست‌شدن در دریا را بیاموزیم. این‌کار، شهامت می‌خواهد زیرا نیست‌شدن در دریا یعنی مردن قطره. تا زمانی‌که قطره نمیرد، دریا نمی‌تواند متولد شود.آن‌گاه که بذر بمیرد، درختی تنومند متولد می‌شود. بذر نیست می‌شود و فقط از راه نیست‌شدن بذر است که درخت، هست می‌شود.

رودخانه به این دلیل به انسان‌ها آرامش می‌بخشد كه
بی‌هیج شك و تردیدی به سوی جایی كه باید برود، در جریان است
و مسیر خود را به هیچ سمت دیگری نمی‌برد.
پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393
تا آخرش هستم ( قوی و با جسارت ) ...  

بنام او که هر لحظه با من است 

 

یه انگیزه قوی بهم دادی بازم خدا جونم 

ممنونم 

شکرت خداجونم 

انگیزه همیشه نباید چهره ی مثبتی داشته باشه 

گاهی یه حس منفی  

میتونه اثرش حتی از  مثبت هم بیشتر باشه 

به شرطی که با لبخند و جسارت  

نشون بدی تا آخرش هستی  

و

من با جسارت و یقین   

میخوام قوی باشم  

قوی و جسور

و تا آخرش برم 

تا آخر آخر  

تنهای تنها 

همون آخری که  

هیچ نهایتی نداره دیگه واسم  

و اوج  

موفقیته برای من  

خدام که هر لحظه با منه  

و تنهام نمیزاره 

پس دیگه تنها نیستم 

خدایا شکرت

شنبه یکم آذر 1393
ارشد قبول شدم ....خدايا شكرت ...  

بنام خدايي كه هر چه هستم از اوست

وايييييييي خدا جونم

اينقد خوشحالم كه رو پا بند نيستم

اين دو سه روزي كه نتيجه مصاحبه رو فهميدم

و اينكه قبول شدم به لطف بي حد تو

خدا جونم

من قبل از شنيدن خبر قبولي

خيلي چيزا رو تو ذهنم شرط قبوليم قرار دادم

وحالا كه قبول شدم

يعني همه ي اينايي كه تو ذهنمه عملي ميشه به لطف خودت

قربونت برم خداجون كه هميشه هوامو داشتي وداري

حتي همين الانم

بدون رفتن به دانشگاه كارشناسيم

كاري كردي كه كارشناس آموزش

خودش برام ريز نمراتم رو ارسال كنه

خدايا بخاطر تموم مهربونيات ممنونم

 

 

شكرت هزارن بار

 

منو بخاطر تموم كاستي هام ببخش

وهنوزم كنارم باش كه بدون تو هيچم

شكرت هر لحظه ي عمرم

یکشنبه یازدهم آبان 1393
مصاحبه ارشد ...  

 

بنام خدای مهربان  


 

دیروز تهران بودم  

 رفته بودم  مصاحبه ارشد

وای خدایا 

   باید هفت خان رو بگذرونی  

تا وارد دانشگاه  ارشد هنر تهران بشی  

اونم از نوع سینما که متقاضیش زیاده این روزا

من که راضی بودم به لطف خدا
و نهایت تلاشمو کردم
تا خدا چی بخواد 

 اگه ایشالا قبول بشم  

به احتمال زیاد برا ترم بهمن باید برم تهران  

و این یعنی آغار یه زندگی متفاوت
و از الان باید فکر کرایه خونه و بردن وسایل باشم 

هنوزم رو ابرام 


 

وقتی که رسیدم در دانشگاه  با توجه به راهنمای مراجعین 

 فهمیدم باید برم سالن اجتماعات و فرم گزینش رو پر کنم .... 

من فرم رو خونه پر کرده بودم پس  باید  میرفتم تحویل  مسولین  گزینش  

که روی سن نشسته بودن میدادم و منتظر میشدم 

وای خداجونم 

وقتی میخواستم جلوی اون همه داوطلب که تو سالن اجتماعات نشسته بودن و یا فرم پرکرده بودن یا منتظر نتیجه گزینش بودن برم روی سن یه جورایی نفسم گرفت آخه هول کرده بودم ولی هیشکی متوجه نشد چون خودمو خوب کنترل کردم و رفتم رو سن تا فرم گزینشم رو تحویل مسولین بدم  

بعدشم امدن فرمهارو دسته بندی کردن و اونایی رو که از شهرستان اومده بودن دسته بندی کردن جدا تهرانیها رو هم جدا تا مارو زودتر راه بندازن  وخب خیلی خوب شد ولی شماره ای که به من داده بودن تقریبا دوتا مونده به آخرین نفرای شهرستانیا بود و تا ساعت دو و نیم کارم طول کشید 

 ولی در هر حال خیالم راحت شد....
خداروشکر
خدایا با اینکه اول  بار توی همون سالن اجتماعات فهیمدم راه سختی جلو رومه ، توی این دانشگاه با این مراحل سخت پذیرش، ولی ته ته دلم خوشحال بودم چون زندگی یعنی همین سختیا و التبه به روش نیاوردن و لبخند زدن ومنم که دیگه استاد شدم تو گذارندن سختیااا  

وخدام که همیشه همرامه پس تاآخرش باید برم

ممنونم خداجونم که بهم انرژی دادی  تا محکم جلو برم 

قربونش برم داداشی که فک میکرد میتونه اونم فرم پرکنه وبشه دانشجو  

از بس از حال و هوای اونجا خوشش اومده بود ومیگفت دانشگاه خوبیه 

آخه اونم مث من عاشق هنر ولی از نوع  رشته موسیقی هستش  

ولی خب الان هنوز لیسانسش رو نگرفته پس نمیتونه برای ارشد کاری کنه و لازمه که صبر کنه 

همینجا با تمام وجودم تشکر میکنم ازت داداش حسام خوبم 

ممنونم بخاطر حرفایی که شب قبل مصاحبه  

توی اتوبوس درگوشم میگفتی وبهم انرژی میدادی 

خیلی بهم انرژی مثبت میدی عزیزدلم ممنونم 

ممنونم که فکر منو از بابت شهریه راحت میکنی  

تا دقدقه نداشته باشم وفقط درس بخونم 

ممنونم که نوشته هامو حتی بیشتر از خودم باور داری 

وممنونم از خدای خوبم که تو داداشمی 

البته اینارو که میگم دلیلش این نیست که داداشای دیگه هوامو ندارنا 

نه اتفاقا چرا داداش نیما هم خیلی زیاد هوامو داشته همیشه  

ولی قربونش برم اون در سهم خودش هوامو داشته 

 و داداش حسامم در سهم خودش 

و از هردوشون ممنونم

خدا همه ی داداشامو حفظ کنه  

بخصوص دوتا داداش کوچکمو که بیشتر از همه منو میفهمن  

خدایا شکرت 

چون یه خبر شیرین دیگه هم دیشب بهم دادی  

و اونم باید توی یه پست جدا ازت مفصل تشکر کنم 

امروز صبح ساعت 7 صبح رسیدیم خونه  

و بعد از یه استراحت حسابی اومدم تا از احساسم و مصاحبه ارشد بگم 

خداجونم ممنوننم بابت همه چی 

شکرت زیاد و هرلحظه

دوشنبه پنجم آبان 1393
همینجوری!!!!! ...  
 

 بنام خدای مهربان

 

شاید میان این همه نامردی،

 باید شیطان را بستایم!

که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید؛

اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد...

*******

پ . ن :

 

نمیدونم جمله بالا از کیه ولی خیلی قشنگ بود وپرمعنا

گفتم بزارمش وبلاگ

چون واقعا در نظرم عجب دوره زمنه ای شده زمونه ی ما

خیلی سخته شناختن آدم ها

فک میکنی میشناسیش

ولی طوری بهت نارو میزنه که

 توی ناباوری دست وپامیزنی

دیگه به چشمام باور ندارم

 وقتی  چیزایی رو میبینم و یا میشنومم

ولی  با  اینحال اونقد روزامو با افکار مثبت عجین کردم

که فراموش میکنم تموم این حرفارو

واز طرفی  کلاه باورامو سفت  میچسبم تا باد نبره

که مهم خودم

وباورهای عالی هست که در ذهنم می پرورانم

و با  مهمترین رفیق واقعی اینروزام 

 که  خداست و بس

نرد عشق میبازم

قربونش برم که هیچ وقت تنهام  نزاشته 

وهمیشه کنارمه

دوست دارم  خداجونم

شکرت زیاد

ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین ع رو تسلیت میگم

التماس دعا

جمعه بیست و پنجم مهر 1393
ماه آبان و دوراهی سرنوشت؟؟؟!!!! ...  
 

بنام مهربانترین مهربانان

 

سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی

آره منم همون شادی همیشگی

بایه تفاوت بزرگ و عمیق

که اونو هم مدیون تو هستم خدای خوبم

خدای مهربانم

شکرت بخاطر تموم لحظات خوب وبد زندگیم

در نیلوفری یادم

عطری به مشام میرسد که مرا سرمست میکند از بودن و نوشتن

بیقرارم

حس باران دارم

حس باریدن

حس نو شدن و تازگی

به تن خاطراتم نگاهی فانتزی میچسبانم

 نگاهی پر انرژی و نیروزا

چقدر خوشبختم که تورا در ذهن دارم...

 

ماه آبان از راه رسید

ماه دوم فصل دوسداشتنی من

این ماه برای من خیلی معنا میتونه داشته باشه

از جمله

 خواندن ادامه درسای کنکور وشرکت در ارشد امسال

یا شایدم قبول شدن در تکمیل ظرفیت

و رفتن به دانشگاه شهر مورد علاقه م

مثل هیشه نهایت تلاشمو میکنم

و همه چیز رو به خدا سپردم با اطمینان کامل

چون میدونم بهترین جواب رو بهم میده

خدایا شکرت بخاطر همه چی

سه شنبه بیست و دوم مهر 1393
چگونه به آرامش برسیم؟ ...  

 

 بنام خدای هستی بخش

 

 

چگونه به آرامش برسیم؟

در خانه‌تان منتظر آژانس نشسته‌اید اما بدون اینکه دلیلش را بدانید وجودتان پر از استرس و نگرانی است بدتر از همه قرار مهمی‌ هم دارید که این حالت ممکن است آن را تحت تاثیر قرار دهد و بدتر از همه اینها نداشتن وقت است؛ اشتباه است اگر فکر کنید نمی‌توانید در این زمان محدود برای به دست آوردن آرامش تان انجام دهید، کافی است به یکی از این پیشنهادها عمل کنید تا ظرف 5 دقیقه (تنها 5 دقیقه) به آرامش برسید.

1. نفس عمیق بکشید.

برای چند دقیقه کارتان را رها کنید، یک جای راحت و خلوت بنشینید. نوک انگشت میانی و شست‌تان را به هم بچسبانید. چشمان‌تان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید. ممکن است این توصیه کمی ‌تکراری به نظر برسد اما تجربه نشان داده که کاملا موثر است. این روش یکی از روش‌های تمرکزی است که در یوگا یاد می‌دهند. خوبی این روش این است که در هر جایی می‌توانید انجام دهید، حتی در وسط غرفه سوپر مارکت.

2. به یک سفر خیالی بروید

خیلی وقت‌ها ناراحت و مضطرب هستید و ممکن است فکر کنید که کاش می‌شد به جای همه این مشغولیت‌ها به یک مسافرت بروید. طبق روش، برای انجام دادن این کار همان پنج دقیقه کافی است. چشمانتان را ببندید و خودتان را در دلپذیرترین جایی که تا به حال مسافرت کرده‌اید یا دوست دارید به مسافرت بروید تصور کنید. تصویر ذهنی یک ساحل شنی با شن‌های طلایی و گرم و موج‌های آبی دریا که به کف پاهایتان می‌خورد می‌تواند موجب احساس آرامش شود. سعی کنید حتی جزییات جایی که در ذهن به آنجا مسافرت می‌کنید را هم تصور کنید، صدای موج دریا، بوی ساحل و گرمی‌آفتاب.

3. کمی ‌آهنگ گوش کنید

آهنگ‌هایی که با آنها خاطره خوب دارید را برای این جور مواقع کنار بگذارید. خیلی از آدم‌ها با آهنگ‌هایی که در جوانی گوش کرده‌اند خاطره دارند و واکنش خوبی به شنیدن آن نشان می‌دهند. دکتر سوزان‌هانسر، مسئول بخش موزیک درمانی دانشگاه برکلی می‌گوید:” فرقی نمی‌کند که چه آهنگی باشد، فقط آهنگی را انتخاب کنید که به شما حس خوبی می‌دهد.”

4. برعکس حرف بزنید

وقتی خیلی عصبانی هستید یا استرس دارید سعی کنید حروف الفبا را از آخر به اول بگویید یا از صد برعکس به پایین بشمارید، تمرکز روی این کار موجب می‌شود که ذهنتان عامل استرس و فکر ناراحت‌کننده را برای مدتی فراموش کند. از آخر خواندن شعر و یا حتی برعکس حرف‌زدن می‌تواند همین تاثیر را داشته باشد.

5. بالانس بزنید

 در یک مطالعه عنوان شده است که در بعضی افراد، بالانس زدن و وارونه شدن برای چند ثانیه تا چند دقیقه می‌تواند موجب آرام شدن آنها شود. بازگشت سریع‌تر و راحت‌تر خون به داخل مغز و یا کم رسیدن خون حاوی اکسیژن می‌تواند موجب یک جور حالت سرخوشی شود. برعکس دیدن تصاویر و دنیای اطراف در این وضعیت هم می‌تواند توجه شما را از مساله استرس‌زا منعطف کند. حفظ تعادل در وضعیت وارونه هم بیشتر موجب متمرکز شدن و آرامش شما می‌شود.

6. از ته دل بخندید

 از نظر روانشناسان این مساله که خنده می‌تواند موجب آرامش شود کاملا ثابت شده است. خنده با پایین آوردن سطح کورتیزول در خون موجب کنترل استرس می‌شود. در مواقع نگرانی و استرس، سعی کنید از ته دل بخندید. برای خودتان جوک تعریف کنید. به یک خاطره بامزه فکر کنید و اگر هیچ کدام از اینها هم گیرتان نیامد همین طور الکی بخندید.

7. آفتاب بگیرید

وقتی آفتاب با پوست بدن، تماس پیدا می‌کند عملکرد مواد شیمیایی و هورمون‌هایی مانند سروتونین که موجب پایدار شدن خلق می‌شود بهبود پیدا می‌کند. کمی‌آفتاب بگیرید، حتی اگر شده یک قرار کاری را در فضای باز انجام دهید یا ماشین‌تان را کمی ‌دورتر پارک کنید و کمی‌ زیر آفتاب قدم بزنید. اگر در خانه هستید، پرده‌ها را کنار بزنید، از نور روز استفاده کنید و کمی‌ کنار پنجره بایستید.

8. طناب بزنید

طناب زدن فقط برای بدن سازها یا کسانی که به خاطر بیماری قلبی باید ورزش کنند مناسب نیست. بررسی‌ها نشان داده است که 20 دقیقه طناب زدن مقدار زیادی اندروفین در بدن آزاد می‌کند. اندروفین هورمونی است که موجب بوجود آمدن سرخوشی می‌شود. به غیر از این حرکت تکراری و مداوم طناب موجب ریلکس شدن عضلات و تمرکز و آرامش اعصاب می‌شود.

9. با دوستان تان تماس بگیرید

حمایت گرم یک بزرگ‌تر یا صحبت کردن با یک دوست در شرایط بحرانی می‌تواند کمک زیادی برای رسیدن به آرامش بکند. حمایت اجتماعی یکی از موثرترین روش‌هایی است که برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا و ناراحتی شناخته شده است. چند دقیقه صحبت کردن با پدر و مادر یا دوستی که حرفتان را می‌فهمد از هر آرام بخشی سریع‌تر عمل می‌کند. حتی اگر نمی‌توانید با آنها صحبت کنید برایشان پیغام بگذارید یا پیامک بفرستید.

10. ماساژ درمانی را فراموش نکنید

اگرچه ماساژ درمانی می‌تواند موجب آرامش شما شود اما این بار ماساژ دادن برای رسیدن به آرامش پیشنهاد شده است. این توصیه آخر، مخصوص مادرانی است که فرزند کوچک دارند. طبق مطالعات انجام شده، مشخص شده است در آغوش گرفتن کودک و یا ماساژ دادن بدن یک نوزاد با روغن بچه می‌تواند علاوه بر آرامش کودک مجب آرامش مادر هم شود. با این کار سطح هورمون استرس کورتیزول در خون مادر پایین می‌آید.

 

یکشنبه بیستم مهر 1393
هدیه ای از یک دوست که دیگر نیست ...  

 

بنام خدای مهربانم

داشتم کمد لباسامو تمیز میکردم

اون ته ته کمد چیزی رو دیدم که برام نوستالژی بود

یه هدیه از یه دوست

که سالها پیش باهاش قطعه رابطه کرده بودم

وخب الانم هیچ رابطه ای ندارم باهاش

ولی اون هدیه رو دیدم یادش افتادم

هدیه ش یه خودنویس بود

حتی یه بار هم باهاش چیزی ننوشتم

فقط بین وسایلام مثلا گم و گورش کرده بودم

ولی دیدمش تا یادم بیاد سالها قبل رو

نمیخوام برگردم به سالها قبل

چون تمام انرژیم برای سالهای آتیه س

چه فایده داره فکر کردن به گذشته ای که

دیگه نیست و خاطراتش حتی ممکنه اذیتت کنه

بیخیال

خدایا شکرت

شکرت بخاطر حال امروزم

بخاطر روزهای رفته

و روزهای پیش رویم

نهایت تلاشم را میکنم

با امید زندگی میکنم

واز زندگی آموخته ام که

لبخند بزنم به روی آفریدگانت

واشکم را جز تو نبیند کسی

دوست دارم خدا جونم

ازت تندرستی تموم دوستانم و خانواده ام رو

در این عید غدیر خواهانم

الهی همه به آرزو های کال شون برسن

منم کاملا امیدوارم خداجونم

شکرت

شنبه دوازدهم مهر 1393
مناجات ( نباید حتی ثانیه ای بی یادت زندگی کنم ) ...  

بنام خدای مهربانم

در کمین افکار مثبتم

گاهی افکار منفی مینشیند

اما زهی خیال باطلش

او خیال میکند تمام افکارم را در هم میکوبد

و من به او نشان میدهم که نمیتواند

حالم نیکوست

دلم نیکوست

و ناممم را نیکو میدانم

آه خدای خوبم

خدای مهربانم

در همین احوال زیباست که دست تو را می بینم

و می بوسم

و دلخوشم به روزهای اینده و در پیشم

آه خدای مهربانتر از جانم

هر چه گویم در دلم ،

گویی کم است

حال فریادم تویی ،

ای مهربانا ، در دلم

..........................

فردا روز عید قربان هستش و امروز روز عرفه بود

روزی که ...

خدای خوبم شکرت بخاطر امروز

وشکرت بخاطر همه چی

ممنونم

ممنونم

وبازم ممنونم

دوشنبه سی و یکم شهریور 1393
فصل اهورایی و عشق ( پاییز ) ...  

بنام او که نفس کشیدنم آموخت

 

 

 

 الان اومدم اینجا تا بنویسم

برای قشنگترین فصل از نگاه دلم

فصل پاییز

فصلی که با تموم بوی خزانش دلم را به تپش وامیدارد

تا عاشق باشم

عاشق ثانیه ثانیه های پاییز هستم

چقد دلم برای نم نم بارونش تنگ شده

برای نفس کشیدن عمیق و بلعیدن بوی برخاسته از نم باغچه حیاط

 

اینم یکی از شعرام که خیلی دوسش دارم

تقدیم به تو ای فصل اهورایی و عشق

پاییز زیبایم

دلتنگم

دلتنگ و به ظاهر آرام

ساعت به نگاه خيره من عادت كرده

و نفس به آه كشيدن سردم

ميدانم

باطري ساعت هم تمام ميشود

آه سرد هم گرم ميشود

اما اين سكوت

واين انتظار

پاسخي جز فراموشي نميطلبد.

 

 

وبازهم عاشق میشوم

عاشق رنگ برگهای پاییزی که از هجوم باد به هرسو میدوند

برگهایی که هزاران حرف نگفته با خود می برند و دم نمیزنند

برگهایی که زیر پای آدمها خرد میشوند

اما با شکستنشان ملودی می سازند

آه ه ....

عشق

عشق واژه ای غریب در عصر آهنی ما

 

و کمی نیز دلتنگ میشوم

برای کودکی هایم

برای بوی کاهی دفتر مشق شبم

یادش بخیر

مشق شب نوشتن هایم گرچه تمام شده

اما

لذت خاطراتش هنوزم درونم را تازه میکند

خدایاشکرت

بخاطر تمام حس های قشنگی که به من دادی همیشه

فردا اول مهر ، اولین روز پاییزه

ومن با نهایت احساس پاییز امسالم رو شروع میکنم...

خیلی کارا باید انجام بدم

تمام تمرکزم رو گذاشتم برای چیزایی که باید تا آخر امسال بدست بیارم

شکرت که دوباره احیا کردی مرا

الهی به امید تو

کماکان از من تلاش

و از تو

همان نتیجه ای که من میخواهم .... مثل همیشه

عاشقتم عزیزم .....بوووووووووسس